|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
تنها طريق ديني براي نگريستن به مرگ اين است كه آن را به عنوان جز و يكي از متعلقات, به عنوان شرط مقدس زندگي درك و احساس كنيم, نه آنكه چيزي كه خلاف سلامت, والائي, عقل و دين است, به نحوي از زندگي جدايش سازيم و در تضاد با آن قرارش دهيم و حتي به گونه اي نفرتآور بر ضد زندگي به كارش اندازيم. مردمان باستان تابوتهاشان را با مظاهر زندگي و توليد ميآراستند, حتي با سمبولهاي ركيك براي تدين باستاني اغلب مقدس با ركيك يكي بود. آن مردم راه ستودن مرگ را خوب ميدانستند. مرگ قابل ستايش است به عنوان گاهواره زندگي, به عنوان آغوش مادرانه تجديد. هر گاه جدا از زندگي به آن بنگريم تبديل به شبح ميشود, مترسكي ميگردد و از آن هم بدتر. چون مرگ به عنوان يك نيروي معنوي مستقل به غايت نفرتآور است, نيرويي كه جاذبه پليد آن بيشك بسيار قوي است, ولي گراييدن به آن هم همچنين بيشك بهمعني وحشتناكترين انجراف روح بشري است.
نخستين تعهدم به خودم است: محبت و ارج نهادن و اطاعت و احترام به وجودم. تعهدم در يك رابطه, حقيقت و صداقت است. به كساني كه دوست دارم قول ميدهم حقيقت را به آنها بگويم, احساسهايم را با آنها در ميان بگذارم, مسئوليت خود را بعهده بگيرم, به رابطه ارج بگذارم, تا حتي اگر شكل آن در طول سالها عوض شود, به قوت خود باقي بماند.
تا كنون نميدانستم چند صورت هست. آدمها زيادند, اما صورتها خيلي زيادترند, چون هر كس چند صورت دارد. برخي, سالهاي سال تنها يك صورت دارند كه طبعاً فرسوده و چرك ميشود, چين و چروك بر ميدارد, و همچون دستكشي كه در سفر به دست كرده باشند كش ميآيد. اين دسته, صرفه جو و سادهاند, صورت خود را تغيير نميدهند و حتي تميزش نميكنند. ميگويند همين صورت خوب است و كيست كه خلافش را اثبات كند؟ اما از آنجا كه چند صورت دارند, اين سوال پيش ميآيد كه با بقيه چه ميكنند؟ ذخيره اش ميكنند. به درد بچه هاشان ميخورد. اما گاهي هم پيش ميآيد كه سگهاشان با همان صورتها بيرون ميروند و چرا نروند؟ صورت, صورت است ديگر. كساني هم صورتهاشان را يكي پس از ديگري مي پوشند ودرميآورند و كهنه مي كنند.اولش انگارتا بخواهي صورت دارند, اما پا به چهل سالگي كه ميگذارند نوبت آخري مي رسد. اين ديگر غم انگيز است. آنان هواي صورتهاشان را ندارند, آخرين صورتشان هفت روز بيشتر دوام نميآورد. سوراخ سوراخ ميشود و جا به جا به نازكي كاغذ است. سپس, لايه ي زيرين, ناصورت, نمنم پيدا مي شود و آنها با آن ميروند و ميآيند. |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||